هر نهضت و جنبشی در بستر جریان اصیل خود ابتدا از حرکت و سیلان و جوشش برخوردار است، اما به تدریج در اثر غفلت و سهل‌انگاری صاحبان و نگاهبانان آن، از پویایی و بالندگی‌اش کاسته می‌شود و اگر هوشیاری و فراست لازم برای مبارزه با موانع حرکت پر تپش آن وجود نداشته باشد، چه بسا به ضد خود تبدیل شده و از محتوا و مضمون نخستین تهی گردد. این پدیده اجتماعی ـ که از آن می‌توان به تبدیل حرکت به بنیاد نام برد ـ برای هر نهضت و انقلابی قابل تصور و پیش‌بینی است، چنان که انقلاب صدر اسلام نیز با همه اصالت و عظمتش از این پدیده شوم مصون نماند و بر اثر حاکمیت دشمنان دین که تغییر چهره داده و ردای دیانت و تقدس به تن کرده بودند، اسلام حاکم به تعبیر امام علی(ع) مانند پوستین وارونه، هول‌انگیز و وحشتناک جلوه‌گر شد (و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوباً)[1].  و اگر نبود قیام خونین سیدالشهداء(ع) و نهضت احیاگر عاشورا، بی‌تردید از اسلام چیزی جز اسم باقی نمی‌ماند و سخن یاوه یزید که گفت: «لا  خبر جاء و لا وحی نزل» (نه حدیث و خبری از جانب پیامبر رسیده و نه وحیی از سوی خدا نازل شده) در ذهن و ضمیر مردم فریب‌خورده به باور و یقین تبدیل می‌گردید، همچنان که مردم شام در اثر تبلیغات سوء دستگاه اموی وقتی خبر ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع) را در محراب مسجد شنیدند، در شگفت شدند که علی در مسجد چه می‌کرده است؟!

انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و از همین روست که پیوسته باید حرکت این انقلاب در مقاطع گوناگون دیده‌بانی و رصد شود و برای سنجش عیار خلوص آن، با معیارها و موازین تعریف شده و قبول عام یافته به مثابه اصول موضوعه، محک خورد.

استاد شهید آیت‌الله مطهری در کتاب «نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر»، آفت‌زدایی از نهضتها را وظیفه رهبران دانسته و معتقد است که «اگر رهبری یک نهضت به آفتها توجه نداشته باشد یا در آفت‌زدایی سهل‌انگاری نماید قطعاً آن نهضت، عقیم یا تبدیل به ضد خود خواهد شد و اثر معکوس خواهد بخشید»[2]. استاد مطهری در ادامه، شش آفت را برمی‌شمرد که از جمله آنها نفوذ اندیشه‌های بیگانه، تجددگرایی افراطی و رخنه فرصت‌طلبان است. ایشان در تبیین و تشریح «رخنه فرصت‌طلبان» به این نکته اشاره می‌کند که پس از طی مراحل دشوار نهضت که قرین شهامت و از خودگذشتگی و از دست دادن جان و مال است، به تدریج سروکله افراد فرصت‌طلب برای چیدن میوه‌های رسیده و جمع‌آوری غنائم ناشی از فداکاری انقلابیون اولیه پیدا می‌شود. استاد می‌گوید: «روز به روز که از دشواریها کاسته می‌شود و موعد چیدن ثمر نزدیکتر می‌گردد، فرصت‌طلبان محکم‌تر و پرشورتر پای علَم نهضت سینه می‌زنند تا آنجا که تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداکاران اولیه را از میدان بدر می‌کنند»[3]. انقلاب مشروطه، نمونه شاخصی در تاریخ صد ساله اخیر ایران است که استاد شهید به عنوان شاهد مثال بدان اشاره می‌کنند؛ انقلابی که آن را فرصت‌طلبان مصادره به مطلوب کرده‌اند و قهرمانان آزادیخواهی همچون سردار ملی‌ها و سالار ملی‌ها را به کنج انزوا و فراموشی کشاندند و در نتیجه «فلان الدوله‌ها که تا دیروز زیر پرچم استبداد با انقلابیون می‌جنگیدند و طناب به گردن مشروطه‌چیان می‌انداختند، به مقام صدارت عظمی رسیدند»[4].

پس یکی از معیارهای انحراف هر انقلاب و نهضتی از مسیر اصلی خود، منزوی گردیدن و به فراموشی سپرده شدن عناصر اصلی نهضت و کسانی است که در راه پیروزی انقلاب انواع سختیها و ناملایمات را تحمل کرده‌اند، جان خود را در طبق اخلاص نهاده‌اند تا یوغ اسارت و بردگی را از دست و پای مردم بازکنند و از آبرو و حیثیت خود مایه گذاشته‌اند تا استقلال و آزادی را برای ملت ستمدیده به ارمغان آورند. به قول حضرت حافظ:

نقـــدهــــا را بـود آیـا که عیــــاری گیــرند               تا همه صومعه‌داران پی کاری گیرند

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار               بگذارند و خم طرّه یــاری گیـــــرند

پی‌نوشتها

 


[1] . نهج‌البلاغه، خطبه 106.

[2] . نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر، ص 91.

[3] . همان،‌ص 97.

[4] . همان.