ايديولوژي اسلامي بدون هيچ گرايش انحرافي مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي
نماز شب مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي
مبارزات سياسي مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي
هشياري استاد در برابر انحرافات مصاحبه با شهيد حجت الاسلام با هنر
آرمانهاي شهيد مطهري درباره حوزه مصاحبه با شهيد آيت الله بهشتي
علاقه به تحقيق و مطالعه مصاحبه با شهيد آيت الله مفتح
نقش مطهري در تکوين انقلاب اسلامي مصاحبه با حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني
مرحوم استاد و افکار انحرافي مصاحبه با حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني
 
صدا و تصوِير
  َشهيد مطهری از ديدگاه امام (1)
  شهيد مطهری از ديدگاه امام (2)
  مصاحبه با آيت الله خامنه اي در مورد شخصيت شهيد مطهري 1
  مصاحبه با آيت الله خامنه اي در مورد شخصيت شهيد مطهري 2
  شهيد مطهری از ديدگاه شهيد بهشتی
  شهيد مطهری از ديدگاه دکتر حسابی
  شهيد مطهری از ديدگاه برادر بزرگترشان

 

ايدئولوژي اسلامي بدون هيچ گرايش انحرافي (مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي)

مرحوم استاد شهيد مطهري با صراحت ايدئولوژي اسلامي متکي به متون اسلامي و بدون هيچ گرايش به چپ و راست مطرح مي نمود.

مرحوم شهيد مطهري از اول حساسيت عجيبي روي تفکر التقاطي داشت و آن وقت که همه با تفکرات التقاطي برخوردهاي سطحي داشتند او با کمال سختگيري روي جا به جاي اين تفکر مي ايستاد و آن را مردود مي شمرد که در اين زمينه نمونه هاي بي شماري از ايشان به ياد دارم. در همان جلسه اي که گفتم قرار شده بود که شرکت کنندگان هر کدام که آمادگي دارند متني را به عنوان زمينه جهان بيني اسلام تهيه کنند. چند نفر متني تهيه کردند از جمله آن چند نفر يکي من بودم. در اين متن ويژگيهاي انديشه اسلامي را ذکر کرده بودم : انديشه اسلامي ، ضد استعماري، ضد استبدادي و در آخر اضافه کرده بودم انديشه اسلامي ضدالحادي است. يادم نمي رود که ايشان از اين قسمت خيلي خوششان آمده بود و بارها به خود من گفتند که اين نکته ضدالحادي نکته دقيق و بسيار ظريفي بود که شما مطرح کرديد زيرا هر انديشه اي هر فصلي از فصول جهان بيني که اندک گرايش به زمينه هاي تفکر الحادي داشته باشد جزء جهان بيني اسلامي نيست.

بالا      

نمازشب (مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي)

ايشان هنگامي که به مشهد آمدند گاهي اوقات به منزل ما وارد مي شدند البته ايشان در مشهد آشنا داشتند و جا و مکان هم داشتند منتهي به خاطر علاقه اي که من به ايشان داشتم و خودشان هم اين علاقه را مي دانستند مستقيما به منزل ما مي آمدند.اطاقي که ايشان شبها مي خوابيدند با يک در فاصله داشت با اطاقي که من شب مي خوابيدم ايشان هميشه وقت خواب مقيد بود به خواندن قرآن نيمه شب، صداي ايشان را شنيدم که در هنگام تهجد و نماز شب خواندن گريه مي کردند. البته نماز شب خوان زياد داريم. اما نماز شب خواني که در آن نيمه شب با آن حال اشک بريزد و گريه کند کم داريم. بعدها از دوستان قديمي ايشان مثل آقاي منتظري و ديگران شنيديم که ايشان از همان زمان طلبگي هم نماز شب مي خوانده و اهل تهجد بوده اند.

بالا      

مبارزات سياسی (مصاحبه با حضرت آيت الله خامنه اي)

تا سال 49 و 50 خيلي مسائل انحرافي در محيط مبارزه  به چشم نمي خورد. وقتي که منافقين دستشان را رو کردند و نوشته هاي ايدئولوژيک آنها کم کم پخش شد آقاي مطهري بيش از همه حساسيت نشان داد چون من به ياد دارم که در سال 51 تلاش فراواني شد که امام را وارد کنند که اين حرکت جوانها را تاييد کنند که به نام « مجاهدين » و ... بودند اما امام سخت ابا کردند و يک بار کتابهاي مجاهدين را خوانده بودند و گفته بودند اينها همان حرفهاي لنين و اراني است پس حرفهاي شما کدام است؟ مرحوم مطهري در معرفي اينها به امام نقش داشتند و خودشان آنقدر حساسيت نشان دادند تا عملا کنار کشيدند و آنوقت مجاهدين ايشان را متهم کردند به اينکه سازشکارند و اهل مبارزه نيستند و حال اينکه کنار کشيدن ايشان حساسيت ايشان را نشان مي داد و موثر و مفيد هم واقع شد و ايشان در آن موقع کار ايدئولوژيکشان را زياد کردند

و اثرش اين بود که در سه چهار سال بعد حقانيت حرکت ايشان روشن شد و حرکت صحيح اسلامي دوباره از سال 54 رو به رشد رفت و کم کم خط امام تبلور يافت.

بالا      

هوشياري استاد در برابر انحرافات (مصاحبه با شهيد حجت الاسلام باهنر)

بنابراين استاد بزرگوار عمدتا پاسدار اسلام بودو هوشيار در برابر اسلام. يادم نمي رود يک کتابي را ايشان شنيده بوده که اين کتاب منتشر شده (من اسم آن کتاب را نيم برم چون ترويج از يک کتاب باطل است) ايشان مي گفت که اين کتاب را از هر جا که هست براي من پيدا کنيد ما مامور شديم براي اينکه بگرديم و اين کتاب را پيدا کنيم. گشتيم و بالاخره يک نسخه پيدا کرديم آن نسخه اي که به دست ما رسيد منحصر به فرد بود، 400 صفحه بود. من با زحمت زيادي دو نسخه فتوکپي از آن گرفتم و يک نسخه خدمت ايشان بردم و يک نسخه پيش خود من ماند. شايد بيست روز بيشتر نگذشت، ايشان فرمودند با اين کتاب چه کردي؟ گفتم : من هنوز گذاشته ام ان شاء الله وقت کنم مطالعه کنم. بعد ديدم ايشان تمام اين کتاب را خوانده فصل به فصلش را تحليل کرده، نقطه هاي ضعفش را درآورده و در حدود سيصد و پنجاه مورد عليه اسلام به نام اسلام نوشته شده بود يعني کتابي که به عنوان يک بحث تاريخي درباره اسلام بود و دقيقا مي خواست بگويد اين کتاب کتاب اسلامي است بيش از سيصد مورد ايشان در اين کتابي که به نام اسلام نوشته شده بود بر عليه اسلام مطلب داشت، نقد کردند و اين هوشياري و اين حضور هميشه در صحنه علمي و دفاع فکري از اسلام، بسيار محترم است.

بالا      

آرمانهاي شهيد مطهري درباره حوزه (مصاحبه با شهيد آيت الله بهشتي)

يادم است که در سال 1326 که در قم با آقاي مطهري و آقاي منتظري و آقايان ديگر علاوه بر درس و بحث و کارهاي طلبگي مان هميشه به فکر سامان دادن به روحانيت و پربار کردن اين نهاد اسلامي اجتماعي بوديم در همان سال يک حرکتي را در يک جمع حدود 18 نفري انجام داديم که زمينه بود براي همکاري بيشتر و پردوام تردر جلسه ها و بحثهاي مختلف. همواره اين سخن مي رفت که بايد براي عظمت فکري و معنوي و تعالي اخلاقي و سامان يافتن هرچه بيشتر روحانيت تلاش کرد. در سال 1340 پس از فوت مرحوم آيت الله بروجرديجمعي براي بحث و گفتگو پيرامونمرجعيت و روحانيت در تهران به وجود آمد مجموعه بحث ها در همين کتاب بحثي درباره مرجعيت و روحانيت تنظيم و چاپ شد. شوري بود در همه براي اينکه بايد براي رشد روحانيت و سازماندهي آن تلاش کرد. اين شور و علاقه در ايشان و در همه ما هميشه حضور و جود دارد و هميشه در اين انديشه ايم که چه خدمتي بايد در اين راه انجام دهيم. مرحوم آقاي مطهري در آخرين سالهاي زندگيشان بر آن شدند که سفرهايي مرتب به قم بروند و با شروع بحثهاي پرمحتوا براي طلاب درس خوانده تر و فاضل تر، حرکتي را در راه غناي فکري حوزه دنبال کنند و توسعه بدهند، حرکتي که چه بسا مي توانست به ساماندهي هاي ديگر بيانجامد. دريغا که اين حرکت پر برکت ايشان با شهادتشان ناتمام ماند.

بالا      

علاقه به تحقيق و مطالعه (مصاحبه با شهيد آيت الله مفتح)

سال گذشته در آن اوج مبارزات به من مي فرمود به خدا اگر امام و رهبر ما پيروز بشود هيچ پستي من نمي خواهم هيچ مقامي نمي خواهم، براي من همين زندگي که الان دارم، کتابخانه ام براي من بهترين لذت است من همين را مي خواهم که بنشينم و کتاب بنويسيم، بنشينم و تحقيق کنم، بنشيم از اسلام عزيز دفاع کنم، اين هدفمن است بنابراين، اين کوشش و اين تلاش، ارزش شخصي براي من نيست و ديديم راست مي گفت و پس از پيروزي با اينکه در سطح بسيار بالايي قرار داشت (ما اگر يک مطلبي را مي خواستيم خدمت امام بگوييم همه دوستان ما فکر مي کردند تنها فردي که امکان دارد با امام صريح صحبت کند و امام علاقه به او دارد و او را مي پذيرد فورا مي گفتيم برويم خانه آقاي مطهري به آقاي مطهري بگوييم ايشان خدمت امام عرض کنند چون مي دانستيم امام به ايشان علاقه دارد) مي گفت من که مشغول تحقيق و تاليف براي من منصب و مقام مهم نيست جز همين که مشغول تحقيق و مشغول نوشتن کتاب و مقالات باشم.

بالا      

نقش مطهري در تکوين انقلاب اسلامي (مصاحبه با حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی)

بايد گفت داراي نقش اساسي بود، هم از نظر فکري – چه ايشان پلي شده بود بين دانشگاه، فيضيه، روحانيت و قشر دانشگاهي و حتي بازاري – و هم در مبارزات. سال 41 که مبارزاتشان شروع شد نقش درجه بالايي داشت. چهار پنج نفر بودند که سرپرستي گروه موتلفه را که در شکل دادن به مبارزات اسلامي در سال 41 و 15 خرداد 42 بسيار موثر بودند به عهده داشتند. آقاي مطهري جزو گروه پنج نفري بود که مي گردادند و حتي واسطه بود بين امام واينها و روي هم رفته بايد سهم قابل توجهي براي ايشان در شکل گيري مبارزاتاسلامي که منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شد قائل باشيم. سال آخر هم که سال اوج اعتراضات و مبارزات ايران بود ايشان در کانون و کادر مرکزي گرداننده اين جريانات سال آخر بود و وقتي هم مي رسيم به تشکيل حکومت اسلامي، ايشان از طرف امام مامور شده بودند امام چهار پنج تا اسم به ايشان داده بودن که ايشان آمدند هسته اصلي شوراي انقلاب را تشکيل دادند و بعد همان بود که کم کم توسعه پيدا کرد که حکومت قانونگذاري و اجرايي بعد از انقلاب را اجرا کردند و حتي وقتي امام از پاريس برگشتند و نقطه مهم آن روز منزل امام بود ايشان با همه گرفتاريهايي که داشتند (عضو شوراي انقلاب بودند، عضو گروه سرپرست اداره منزل امام هم بودند) چون آن روز اداره منزل امام فوق العاده اهميت داشت به اين کار پرداختند و درماههاي اول تشکيل حکومت اسلامي ايشان نقش بعد از امام را داشتند ايشان جزو آن چهار پنج نفر بودند.

بالا      

مرحوم استاد و افکار انحرافي(مصاحبه با حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی)

يک مساله که خاطره اي است براي من از خاطراتي که با استاد داشتيم دراينجا ذکر مي کنم. مي دانيد که از سال 50 تا سال 57 از لحاظ فکري سالهاي پر بحراني براي مردم و سالهاي نگران کننده اي بر اي افرادي مثل ايشان بود. مجاهدين خلق در صحنه بودند و افکار انحرافي داشتند. معمولا در بعضي موارد آنها محور هم بودند و اين باعث شده بود که خيلي از جوانها حالت انحرافي پيدا کنند و ايشان خيلي نگران بودند از طرفي چون من هم در ميدان بودم ايشان نگران بودند که مبادا من هم طرز تفکر انحرافي پيدا کنم. يک بار وقتي که من از زندان آزاد شدم ايشان جمله از من شنيده بود که ومن در يک بحث که با سران مجاهدين داشتيم موقعي که آنها رسما اعلام مواضع مارکسيستي کردند گفته بودم آنها مواقعي که ديدند ما ديگر آنها را تاييد نمي کنيم پيش ما آمدند و گفتند : مگر شما ضد شاه نيستيد؟ گفتيم : چرا. گفتند مگر شما ضد استثمار نيتسيد؟ گفتيم چرا. گفتند خوب ما داريم عليه استثمار شاه مي جنگيم و شما هم بايد ما را تاييد کنيد. من گفتم ما با آن ضد استثماري که خدا نداشته باشد موافق نيستيمو ارزشي براي آن قائل نيستيم ما آن حرکت ضد استثماري و ضد شاهي را مي پسنديم که در سايه تعليمات الهي و با قبول خدا باشد و باز تعبيري که به آنها گفتم اين بود که : ما هيچوقت مبارزه نمي کنيم که شاه برود و جايش استالين بيايد. با کسي هم که مبارزه کند تا استالين را به جاي شاه بگذارد مبارزه مي کنيم. وقتي مرحوم مطهري اين جمله را شنيده بودند خيلي خوشحال شده بودند و وقتي که من از زندان آزاد شدم ايشان به من گفتند که وقتي من شنيدم که تو اين جمله را با صراحت گفته اي، ديگر خاطرم جمع شد که کساني هستند که جلوي انحراف فکري را بگيرند.

بالا      

 

درباره استاد  |  آثار  |   آرشيو  |  تماس با ما